صفحه اصلی / اخبار/ موفقیت و زندگی / موفقیت و شادکامی/ پرونده های نیمه باز ذهنت را ببند!

پرونده های نیمه باز ذهنت را ببند!


پرونده های نیمه باز ذهنت را ببند!

فکرهای مخرب!! این فکرها را از خود دور کنید!

گاهی آنقدر افکار مختلف به مغزم هجوم می آورند که کلافه و عصبی می شوم و به محض اینکه می خواهم از دست یکی از آنها خلاص شوم، دیگری به سراغم می آید. هجوم این افکار، موجب شده است تا در کارهایم تمرکز کافی نداشته باشم؛ در واقع بسیاری از اشتباهاتی که در کارهایم مرتکب می شوم، به دلیل همین افکار هستند.

می گویند مشکل اصلی من پرونده های نیمه باز ذهنی ام هستند. من نمی دانم چطور باید پرونده این افکار مزاحم را در ذهنم ببندم. 

در گفتگویی که با دکتر علی بابایی زاده داشتم، کمی بیشتر با پرونده های نیمه باز ذهنی و راه رهایی از آنها آشنا شدم. اگر شما هم مشکلی مشابه مشکل من دارید، توصیه می کنم این گفتگو را بخوانید:

پرونده های نیمه باز ذهنی کدامند؟

انگیزش، تمایلی درونی توأم با هیجانات مربوط به آن است که می تواند در سطح فکر، هیجان و رفتار با ایجاد تمایل یا گریز، فرد را به سمتی سوق دهد یا از آن دور کند. انگیزش های فرد اگر رسیدنی باشند، در فرد هدفی ایجاد می کنند. رسیدن به اهداف مسلما کامیابی می آورد و کامیابی هم میل به پیشبرد را تامین می کند اما ناکامی خشم می آورد و همین انرژی حاصل ا زاحساس خشم در حالت طبیعی فرد را به سمت قاطعیت بیشتر برای آنچه که همیشه دلش می خواست، سوق می دهد.

افراد ناکامی که با این ناکامی، همچون پدیده ای ایستا و غیرقابل تغییر یا با حداقل پذیرش رفتار می کنند، همان افرادی هستند که ناکامی ها را به صورت پرونده هایی نیمه باز در ذهن شان نگه می دارند.

این پرنده ها می توانند صرفا انگیزشی و بدون اقدام نسبت به حال و آینده بوده یا پرونده هایی انگیزشی همراه با اقدامی شکست خورده باشند.

گاهی این پرونده ها آرزوها و خیال پردازی های ذهن هستند که هیچ گاه جرأت عمل و رسیدگی به آنها را نداشته ایم یا ارتباطی با حوادث گذشته دارند. در واقع پرونده های نیمه باز درگیری های ذهنی در مقابل پذیرش ناکامی هستند که در سطح عمل به اهداف، انگیزش ها و خیالپردازی ها معنا پیدا می کنند.

این وضعیت چه مشکلاتی را در زندگی ایجاد می کند؟

جالب است بدانید ناکامی پذیرفته شده، موفقیت می آورد؛ چون فرد برای رسیدن و کامیاب شدن به گونه ای دیگر تلاش می کند یا در طرف دیگر موضوع متوجه می شود که با توجه به استعدادها و توانایی هایش نمی تواند در موضوعی خاص برنده و کامیاب شود.

این نوع پذیرش و شکست و ناکامی، خود مقدمه کامیابی بزرگتری است؛ زیرا باعث می شود فرد انرژی روانی اش را در جایی سرمایه گذاری کند که به بهبود و حرکت و کحامیابی نزدیکتر شود؛ پس ماندن در وضعیت های ناتمام و داشتن پرونده های باز (unfinished situations) آنگونه که «ترز» در گشتالت درمانی مطرح می کند، باعث می شود فرد در مورد آنها دچار دلمشغولی شود و حالتی ناسالم را به سمت عصبانی شدن طی کند؛ تا جایی که وقت و انرژی خود را در جایی که می تواند موفق شود، هدر می دهد و حرکت مفیدی انجام نمی دهد.

پرونده های باز، گاهی مربوط به ارتباطات فرد هستند که در این صورت ارتباطی ناکام، عشقی بی فرجام یا مرگی زودهنگام فرد را در آن فضای ناکام نگه می دارد. اگر فرد برای کامیابی انگیزشی داشته باشد، دیگر آن موضوع، پرونده باز محسوب نمی شود ولی افرادی که دارای پرونده باز هستند بدون انجام هیچ اقدام مفیدی که دچار نشخوار فکری، بیش گذاری انرژی روانی و هیجانات نامطلوب نسبت به آن هستند، درجا می زنند و اینگونه زندگی خود را تلف می کنند؛ بنابراین اتلاف وقت و انرژی ناکامی های پیاپی می تواند از علائم پرونده های باز در درون ذهن فرد باشد؛ به طوری که این اتلاف انرژی توان هدف گذاری مطلوب را از فرد می گیرد و او را در اتاق بسته ای به نام ناکامی با دیوارهای پرونده باز نگه می دارد.

چرا افراد برای فرار از پرونده های نیمه بازشان به چیزهایی مثل مواد مخدر پناه می برند؟

پرونده های نیمه باز به محض اینکه در ذهن فرد یادآوری شوند، در او احساس ناخوشایندی ایجاد می کنند. این فرد ممکن است این احساس بد را به خود و آنچه که هست یا به عملکردش نسبت دهد یا احساس نارضایتی و تفکر ناکارآمد را بیرونی کرده و نسبت به دیگران احساس ناخوشایندش را فرافکنی کند و ناامید و منزجر باقی بماند.

احساس ناخوب نسبت به خوددر طول زمان، استرس می آفریند و به تدریج به اضطرابی فرساینده غالبا در سطح ناخودآگاه ذهن تبدیل می شود. در این مرحله است که فرد امکان دارد رفتارهای وسواس گونه ای را انجام دهد و مکانیزم های دفاعی او فعال شود تا با اضطراب های درونی اش مواجه نشود.

اعتیاد به کار، اعتیاد به خوردن، اعتیاد به خرید کردن، اعتیاد به فکر کردن و اعتیاد به مواد مخدر انواع مختلف راه های دفاعی هستند تا بلکه بتوانند فرد را از برخورد با اضطراب های درونی و غالبا ناخودآگاهش دور کنند.

چگونه ذهن مرتبی داشته باشیم و اطلاعات را دسته بندی کنیم؟

تشخیص اینکه کدام یک از پرونده ها در این مرحله زندگی که هستیم قابل پیگیری و هدف گذاری اند و کدام یک از پرونده ها نیاز به پذیرش و بسته شدن دارند، اولین گام است. گام بعدی ایجاد اهدافی بلندمدت و کوتاه مدت برای رسیدن به آنچه می خواستیم، است.

چه زمانی پرونده های ذهن مان را مختومه اعلام کنیم؟!

بسیاری از ما در برهه هایی از زندگی احساس ضعف کرده ایم. گاهی حتی بدون دلیل خودمان را محکوم هم کرده ایم. خیلی از مواقع با همین درگیری های ذهنی بزرگ شده ایم، به جامعه ورود پیدا کرده ایم و موانع بسیاری را تجربه کرده ایم.

بسیاری از دغدغه های ما با ورود به بخش ناخودآگاه ذهن، درونمان را آزرده می کند؛ چنان که هنوز هم پس از سالیان سال حضورشان را احساس می کنیم. پرونده های نیمه باز ذهنی، از آن دست درگیری های ذهنی هستند که باید حل شوند که اگر حل نشوند، در آینده صدمات جبران ناپذیری را به ما تحمیل خواهند کرد. اتاقی را در یک شرکت تصور کنید که کلی پرونده نیمه تمام در آن وجود دارد که هر روز هم به این تعداد اضافه می شود و کارمندان هم ترتیب اثری به پرونده ها نمی دهند، چقدر ناخوشایند است؟ حال فرض کنید ذهن شما هم پر از این پرونده های نیمه تمام ذهنی است. راه حل چیست و چه کار باید کرد؟

در این مقاله اصلی ترین سوال ما این بود که «گام اول برای رهایی از این پرونده های نیمه باز چیست؟» پاسخش ساده است، گام اول برای رفع این پرونده ها، پذیرش وجود آنهاست. در گام بعدی به جای مقابله ناآگاهانه، باید با ایجاد اهدافی بلندمدت و کوتاه مدت برای رسیدن به آنچه می خواستیم، تلاش کنیم...



0 نظر برای “ پرونده های نیمه باز ذهنت را ببند!

منتظر نظرات شما هستیم

نگران نباشید، ایمیل شما منتشر نمیشود.